مرور کتاب «چشم‌هایش»

5
230 بازدید
🔗 کپی لینک
مرور چشم‌هایش
رمان «چشم‌هایش» به قلم بزرگ علوی یکی از آثار شناخته شده ادبیات معاصر ایران است که روایت‌گر داستانی عاشقانه، اجتماعی و سیاسی در فضای خفقان و استبدادزده دوران رضاشاه پهلوی است.

رمان «چشم‌هایش» به قلم بزرگ علوی یکی از آثار شناخته شده ادبیات معاصر ایران است که روایت‌گر داستانی عاشقانه، اجتماعی و سیاسی در فضای خفقان و استبدادزده دوران رضاشاه پهلوی است.

بزرگ علوی

در این اثر راوی که ناظم مدرسه و نماد ناظر خاموش جامعه است ابتدا صرفاً مجذوب تابلوی چشم‌ها و رازی که در آن نهفته است می‌شود، اما با شنیدن اعترافات صاحب چشم‌ها به ابعاد عمیقی از یک رویداد تاریخی پی می‌برد. در واقع فضای داستان کتاب چشم‌هایش تنها به شرح حال دو شخصیت و علاقه آنها محدود نمی‌شود بلکه تصویری است از جامعه‌ای که میان مدرنیته ظاهری و عقب‌ماندگی سیاسی و اجتماعی در کشمکش است.

 نویسنده در کتاب چشم‌هایش به موضوعات مهمی مانند آزادی بیان، نقش هنر در جامعه و مسئولیت روشن‌فکران می‌پردازد. او این مفاهیم را نه به صورت مستقیم و شعاری بلکه از طریق رفتار و واکنش‌های شخصیت‌ها در دل داستان مطرح می‌کند. این روش سبب می‌شود که خواننده به تفکر و تأملی عمیق‌تر درباره این مفاهیم دعوت شود.

بزرگ علوی در کتاب چشم‌هایش به مسئله زنان و نقش آن‌ها در جامعه نیز می‌پردازد. شخصیت زن داستان، فردی تحصیل کرده، روشن‌فکر و نماینده نسلی از زنان ایرانی است که به دنبال تحول و بهبود وضعیت خود در جامعه هستند.

داستان به شیوه‌ای غیرخطی روایت می‌شود و خواننده باید مانند یک کارآگاه قطعات پراکنده را کنار هم بگذارد تا تصویر کامل‌تری از ماجرا به دست آورد. این سبک روایت باعث می‌شود که خواننده به‌طور فعال در جریان داستان مشارکت کند و از کشف حقیقت لذت ببرد.

این اثر تاکنون به زبان‌های مختلفی از جمله کردی، عربی، انگلیسی و آلمانی ترجمه شده است.

کتاب نه تنها برای علاقمندان به ادبیات، بلکه برای تمام کسانی که به تاریخ و جامعه ایران علاقمند هستند خواندنی است.

برشی از کتاب:

خیال نکنید که مردم ایران همیشه گرفتار چنین رخوت و جمودی که الآن مشهود است خواهند بود. مگر نمی‌گویید که تا چند سال دیگر جنگ جهانی درمی‌گیرد و کوچک‌ترین سر و صدا این بساط را برهم می‌زند؟ بگذارید این سرپوش خفقان برداشته شود. آن وقت خواهید دید که در گوشه همین مساجد و مدارس، از میان همین وکیلان جیره‌خوار و مزدور، از میان همین قضاتی که در برابر شما تا کمر خم می‌شوند، خواهید دید که میان همین نافهم‌ها و همین عمله‌ها و دهاتی‌ها کسانی هستند که سر و صدا راه می‌اندازند. زیر علم شما سینه می‌زنند و صادقانه برای تکان این کشور نفرین شده جانبازی می‌کنند.

5

امتیاز بدهید:

(3)

مائده محمدتبار

نویسنده

متولد اسفند ۵۳. کارشناس ارشد حقوق تطبیقی از دانشگاه دهلی. چاپ مقاله علمی آزادی بیان و مطبوعات در کنفرانس بین‌المللی هندوستان. عضو باشگاه نویسندگی مبنا دوره‌های نویسندگی که شرکت کرده‌اند: زبان و نثر، دوره روایت نویسی خانم شوشتری، دوره مرور نویسی استاد جهان احمدی و…
تبار ۲

یک دیدگاه

  1. دیدگاه خانم محمدتبار دید من رو نسبت به خواندن این کتاب باز تر کرد.نگاهی جامع و فراتر از خواندن یک اثر معمولی به این کتاب پیدا کردم.واقعا بعضی از مرور ها عصاره موثر کتاب ها هستند.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

نوشته‌هایی از همین پرونده
مشهد، شلغم، تهران
تهران برایم فقط و فقط، خانهٔ دایی اردشیر بود نه ذره‌ای بیشتر نه کمتر. هرچند تصوری از خانهٔ دایی هم نداشتم.

5
اتوبوس
هجرت از هویتی زیرآوارمانده
سِیلان طلاها را برد. طلاها توی صندوقچه چرمی آبی رنگ بود. توی اتاق اول، کمد سمت راست چسبیده به دیوار. صندوقچه را برداشته بود و رفته بود. سِیلان کمک‌کار خانه‌مان بود و افغان.
هجرت
بهترین هیاهوی زندگی‌ام
تا جعبه‌بازی و دسته‌های پی‌اس‌فور را دست بچه‌ها می‌بینم، سکوت می‌کنم. وگرنه من‌کجا و اینکه بگذارم بچه‌ها پی‌اس‌فور بازی کنند، کجا.باید هیاهو‌ها،الم‌شنگه‌ها را در نطفه خفه‌کنم. 
پی‌اس‌فور
خرس کوچولوی دخترک
من و دوستانم پشت شیشه زندگی می‌کردیم. از آن جا می‌توانستیم پارک را ببینیم. و بچه‌هایی که تاب می‌خوردند و سرسره‌بازی می‌کردند.
خرس کوچولوی دخترک