تازه‌ترین نوشته‌های مجله‌ی محفل

من از شروع ماجرا به انتها رسیده‌ام
از روزی که دکتر بر اساس «تکست‌های علمی» حدود روزهای باقی‌مانده بابا را برایمان شمرد، ما بابا را از دست دادیم. اشک‌هایمان از همان وقت راه گرفت و تا روزها بعد از خاک‌سپاری بند نیامد.
بابا ناصر
از خنده‌اش خون می‌چکید
همین‌جاست. روبه‌رویم‌‌ ایستاده. چیزی نپرسیدم اما ‌می‌­دانم که اشتباه آمده. دیر فهمیدم که هست. پای دستگاه قهوه‌ساز بودم؛ سر که چرخاندم دیدم بی­‌تعارف، آمده توی خانه.
جنگ
از یـاد نـرفتـه
از همان لحظه‌ای که به دختر گفت: «قیافه‌تون خیلی آشناست؛ قبلاً شما رو دیدم؟» همه‌ی دردسرها شروع شد. اما مهم‌تر از سؤال نگین خانم، جواب مریلا بود که گفت: «دخترم به خودم رفته. قیافه‌ش دقیقاً قیافه‌ی جوونیای خودمه».
خواستگاری
لامبرت
سرفه‌هایش در این چند روز آن‌قدر زیاد شده بود که گاهی میان حرف‌هایش گم می‌شد، اما باز هم خودش را نمی‌باخت. همان‌طور که یقه‌ی کاپشنش را بالا می‌داد، می‌گفت: «سینه‌م سرما خورده… باید سیگارمو کم کنم.»
سرطان-ریه

پرونده‌های محفل

Ellipse 290

داستان

زایش جهان از واژه، جایی که حقیقت در جامه خیال پنهان می‌شود.

برنو

_ همینی که گفتم! _ یعنی چی؟ مگه من اسیرِ دستتم؟! _ مدلِ زندگیِ من اینه،  لیلا!  بفهم !
Ellipse 291

روایت

آینه‌ای بی‌غبار از جهانِ زیسته، که در آن واژه‌ها از حقیقت جان می‌گیرند.

هجرت از هویتی زیرآوارمانده

سِیلان طلاها را برد. طلاها توی صندوقچه چرمی آبی رنگ بود. توی اتاق اول، کمد سمت راست چسبیده به دیوار. صندوقچه را برداشته بود و رفته بود. سِیلان کمک‌کار خانه‌مان بود و افغان.

بهترین هیاهوی زندگی‌ام

تا جعبه‌بازی و دسته‌های پی‌اس‌فور را دست بچه‌ها می‌بینم، سکوت می‌کنم. وگرنه من‌کجا و اینکه بگذارم بچه‌ها پی‌اس‌فور بازی کنند، کجا.باید هیاهو‌ها،الم‌شنگه‌ها را در نطفه خفه‌کنم. 
قطار
انحراف از DNA
ویلای تابستانی مادربزرگ مادری‌‌ و خانه‌باغ مادربزرگ پدری‌ام، دیوار به دیوار بودند. برای همین مدام آن اطراف می‌پلکیدم، بیشتر از کوچه خودمان حتی.
هویزه
از لابه‌لای برگ‌های کهنه‌ دفتر
 فریبا چفیه کوچکی را توی دستم گذاشت. برایم سوغات آورده بود. باز کردم. بوی تربت می‌داد. صورتم را نزدیک بردم و نفس عمیقی کشیدم.
Ellipse 293

ترجمه

پلی از دلِ زبان‌ها، تا واژه‌ای در غربت دوباره زنده شود.

جشن عید

بعد از سی روز روزه‌داری، امروز بالاخره روز عید است. چه منظره‌ی شاد و دل‌نشینی! درختان سبزتر از همیشه به نظر می‌رسند، مزارع با نشاطی خاص می‌درخشند و آسمان در هاله‌ای از سرخی ملایم فرو رفته است. امروز خورشید درخشان‌تر و آرامش‌بخش‌تر است، انگار او هم دارد عید فطر را تبریک می‌گوید.
گفتن در ذهن خواننده تصویر را تداعی نمی‌کند؛ تنها اطلاعاتی به خواننده می‌دهد و فرصت فکر کردن و کشف کردن دنیای داستان را از آن‌ها می‌رباید. نشان‌دادن، خواننده‌ها را فعالانه درگیر می‌کند، چون آن‌ها نیاز دارند که در مورد آنچه می‌خوانند، فکر کنند و در مورد وقایعی که اتفاق می‌افتد تحلیل کنند، به جای آن‌که منفعلانه با نتیجه روبه‌رو شوند.
مهدیه یونسی۲
Ellipse 292

کتاب و فیلم

دو راهِ رسیدن به معنا، یکی در روشنای تصویر، دیگری در ژرفای واژه.

یکی از چیزهای دیگری که هر پلیسی اصولاً باید آن را داشته باشد به اصطلاح شمّ پلیسی است. چیزی که هرکول هم از آن بی‌بهره نیست و با جست‌و‌جو کردن خانه و بازجویی‌های پیش‌برنده سعی می‌کند به نتیجۀ مورد نظر نزدیک‌ شود.
هاجر شهابی (2)
Ellipse 293

کودک و نوجوان

سرآغازِ رؤیا و کشف، جایی که تخیل هنوز بی‌مرز است.

خرس کوچولوی دخترک

من و دوستانم پشت شیشه زندگی می‌کردیم. از آن جا می‌توانستیم پارک را ببینیم. و بچه‌هایی که تاب می‌خوردند و سرسره‌بازی می‌کردند.
بال‌های سفید مادرم
بال‌های سفید مادرم
امروز خانم معلم، با گچ سفید روی تخته سیاه می‌نویسد: «خانه» و با گردهای ریز گچ، به سرفه می‌افتد. بومب!

در محفل بنویسید...

سلام، همراهان محفل!
شما می‌توانید مطالب خود را با توجه به موضوع‌ جدید، موضوع‌های قبلی و موضوع آزاد برای ما بفرستید. موضوعات ما را در بخش دوم صفحۀ خانه پیدا می‌کنید.
این‌ها قالب‌های نوشتن در محفل است:
داستان‌، روایت‌، ترجمه، مطالب کودک و نوجوان و معرفی فیلم و کتاب. در این قالب‌ها برای ما نوشته بفرستید.
در ارسال مطلب به نکات زیر توجه کنید:

  1. متن را با فونت B nazanin و با اندازۀ ۱۴ در قالب word بفرستید.
  2. تعداد کلمات در داستان و ناداستان و ترجمه باید بین ۱۰۰۰ تا ۳۰۰۰ کلمه، در مرور کتاب و فیلم بین ۶۰۰ تا ۱۰۰۰ کلمه باشد. نوشته‌های کودک و نوجوان نامحدود است.
  3. همراه با فایل ورد، یک فایل عکس باکیفیت و یک بیوگرافی و پیشینه (در حدود ۱۰۰ کلمه) از خود بفرستید.
  4. تا می‌شود املای کلمات را درست بنویسید و نکات ویرایشی و نگارشی (مانند نیم‌فاصله‌ها، پاراگراف‌بندی، نقطه‌ها و نقطه‌ویرگول‌ها و …) را رعایت کنید.
  5. بسم الله بگویید؛ بنویسید و اینجا با اهلش به اشتراک بگذارید.


محفل محلی برای انتشار متن‌های هنرجویان مبناست.
مشتاقِ خواندن ‌و انتشار مطالب شماییم. محفل خود را گرم کنید.